خاطرات
سلام ماهان مامانی امرزو 6 ماهگیت تموم شد و باهم رفتیم درمانگاه واکسن زدی خیلییییییییی جیغ زدی و گریه کردی دل مامانی کباب شد بعدم که آمدیم خونه راحت گرفتی خوابیدی راستی اینو بگم که دندانوت داره در میاد و کلی نغ میزنی و کم اشتها شدی آخه اذیت میشی
. درد داری مامانی این 6 ماه خیلی زود گذشت و اینو بگم که مامانی 2 روز دیگه بیشتر پیشت نیست و میخواد بره سرکار تو هم میری پیش مادرجون ایشالله که خدا خودش به 2 تامون کمک کنه .
ماهانم خیلییییییییییی دوستت دارم میبوسمت
مامان همیشه خسته تو
آرزو
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خاطرات
